
خدايا !
من همانم كه در خلوت از تو حيا نكردم
و در آشكار نيز مراقب فرمانت نبودم
من آنم كه وقتي مژده گناهي را شنيدم، شتابان به سوي آن رفتم
تو مهلتم دادي، توجه نكردم
تو پرده پوشي كردي، حيا نكردم،
با آنكه ميدانستم از همه چيزم خبر داري
ولي با تمام اين حرفها، خدايا !
با بردباريت مهلتم دادي و گناهانم را پوشاندي و مرا عقوبت نكردي
گويي كه گناهانم را از ياد برده اي و از كيفرم در گذشته اي
از اين بالاتر، گويا تو از من شرم داري
ولي خدايا !
اين را هم خودت ميداني كه وقتي گناه ميكردم،
اعتقاد نداشتم كه تو خداي من نيستي
و ميدانستي كه قصد لجبازي با تو ندارم
گناه من، ناشي از غلبه هواي نفسم بود
پس خدايا !
مرا به حال خودم رها نكن
چون با وجود تمام اين گناهان،
خودت ميداني كه دوستت دارم
فرازهايي از دعاي ابو حمزه ثمالي